حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

نوستالژی های تو....

1393/11/2 21:5
نویسنده : *مامان فرزانه*
175 بازدید
اشتراک گذاری

میترسم بزرگ شوم نکند مهرازیادم برود،
نکند دوستی فراموشم شود،
نامهربان شوم ،
درگیرروزگارشوم،اسیرزرشوم...
میترسم بزرگ شوم یادم برودآسمان آبی است،
یادم برود شبهاستارگان رابشمارم ،
یادم برود ک چگونه بخندم، چگونه بگریم ،
میخواهم بزرگ شوم،
اماای کودکی، بامن باش همیشه............

سلام به پسر ناز مامان

حالو هوای این روزهای خونه ی ما،پرمیشه از شیرین کارای تو،میخوام اینارو

برات اینجابزارم تا یه روزی ازخوندنشون بخندی و بدونی چه بچگی داشتی

دل مارو با این کارهای بامزت شاد میکنی ،خونمون ازوجودتو گرمه،خدارو به خاطر

داشتنت هزاران بار شاکریم

مشغول کارهای خونه بودم که صدات زدم....حنان..!حنان!!صدایی نیومد

پشت مبل  توی حال ما یه کابینت خالی داریم دیدم از زیر مبل رفتی توی

کابینت قایم شدی تا منو دیدی کلی هر دوتامون خندیدیم.من قربونت برم

گل پسر نازمامان

اینجاهم خونه رو جارو میکشیدم به یاد بچگیت اومدی باهاش بازی کردی و کلی

سربه سرم گذاشتی و اذیت کردی،آخه بچه بودی عاشق جارو برقی بودی

می اومدی روی جارو مینشستی،اینجاهم انقد با درجه هاش وررفتی داد

منو درآوردی

درآخرهم کمک حال مامان درهمه جا.فدای همچین پسر فعالی برم مممممن!

وبازهم بابایه ماشین حساب برات خریدکه مدرسه همرات داشته باشی،

همیشه باباهرچیزی رودوتابرات میخره یکی مدرسه و یکی خونه!مرسی بابایی!


هستی به دلم، به دل که نه ،
در"جانی" درجان منی و در"دلم" میمانی.

 

 

 


 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

عمه حدیث
4 بهمن 93 0:53
سلام حنان قشنگم افرین به گل پسر فعال که این قدر خوبو شیرین زبونی گل من ماشین حسابت مبارکت باشه
*مامان فرزانه*
پاسخ
مرسی که همیشه با اومدنت مارو شرمنده میکنی عمه جون